تبلیغات
زندگی و خانواده - داستان آموزنده
 
 
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی ، خوش آمدید به سایت من . لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وب سایت ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما را در بهتر شدن كیفیت مطالب یاری کنید.
 
 
داستان آموزنده
نوشته شده در دوشنبه 20 دی 1395
ساعت : 07:37 ب.ظ
نویسنده : خانواده

چند نفر از پلی عبور میکردند که ناگهان دو نفر به داخل رودخانه خروشان افتادند... همه در کنار رودخانه جمع شدند تا شاید بتوانند به آنها کمک رسانند... ولی وقتی دیدند شدت آب آنقدر زیاد است که نمیتوان برایشان کاری کرد، به آن دو گفتند که امکان نجاتتان وجود ندارد! و شما به زودی خواهید مرد!!! در ابتدا آن دو مرد این حرف ها را نادیده گرفتند و کوشیدند که از آب بیرون بیایند اما همه دائما به آنها میگفتند که تلاشان بی فایده است و شما خواهید مرد!!! پس از مدتی یکی از دو نفر دست از تلاش برداشت و جریان آب او را با خود برد. اما شخص دیگر همچنان با حداکثر توانش برای بیرون آمدن از آب تلاش می کرد... بیرونی ها همچنان فریاد می زدند که تلاشت بی فایده هست... اما او با توان بیشتری تلاش میکرد و بالاخره از رودخانه خروشان خارج شد. وقتی که از آب بیرون آمد، معلوم شد که مرد نا شنواست. در واقع او تمام این مدت فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند...!!! «ناشنوا باش وقتی همه از محال بودن آرزوهایت سخن میگویند» @jokjok


 



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
ordinarysociali38.jimdo.com جمعه 22 اردیبهشت 1396 11:29 ق.ظ
Nice answer back in return of this difficulty with solid arguments and describing all on the
topic of that.
BHW جمعه 11 فروردین 1396 11:44 ق.ظ
Hello it's me, I am also visiting this web page on a regular basis, this website is really good
and the people are truly sharing fastidious thoughts.
دوشنبه 20 دی 1395 08:35 ب.ظ
واقعا برای شما متاسفم!!!پسر یکم فرهنگ یاد بگیر سبک کارتو عوض کن!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
 
 
 
کدبازان
ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ